|
Strange!
|
sianor nakhor ,khodeto nakosh,koodake daroono birun kon az khod,inja dabirestan nis!
احسساس می کنم که دنیا یه شکله دیگس!
برایم مهم نیست اگر تو حواست به ما نیست
راهی برای فرار از ما نیست .....ما از ما ساخته شده ایم
حتی اگر دود گرفته و مستیم...
وقتی می روی سیگارم را آتش بزن
تنهایی بوی دود می دهد تا تو باشی بانو...
عشوه بیا تا دبوونه شم
بعدش بدنت مال منه
حنجرت مال منه
دستاتم که پشتمو خط خطی می کنن
اصلا می دونی چیه
می خوام ایندفعه از پشت دود نگاهت می کنم
۱ ۲ ۳ من خوابم!
bazi vaghta nemishe
امسال فقط واسه خودم آرزو می کنم
اونم اینجا نمی نویسم.
نود از راه رسید....!
شاید این تمام چیزی است که آرزویش را دارم،مردن در عطش تو...
سوختن در آتش رویاهای ناتمامم که تو شروعشان میکنی...
نمیدانم دقیقا چند روز گذشته،اما میدانم که خیلی زود چهار ماه میشود.
ادعایی ندارم،اما برای داشتنت به خودم افتخار میکنم،البته میدانم که دانستنش فرقی به حالت نمیکند.
آه کجایی؟...
این چراغ نور مرگ من است،نمیخواهم بی تو بمیرم،نه حالا...
آهه،صدای نفسهایم را نمیشنوی؟حنجرهام تو را فریاد میزند.سرعت را برگردان من همانجا ایستاده ام،روی همان تپه،توی همان پارک که عاشقت شدم.اما فکر نمیکنم این هم فرقی در حالت ایجاد کند...
آه...
این آهنگ صدای مرگ من است،نمیخواهم بی تو بمیرم،نه حالا...
نمیدانم عیب از من است یا از تقدیر،گرچه سپاسگزار تقدیرم،اما از او هراسانم،هر لحظه ممکن است تیر بارانم کند.
نه،این هوای مرگ است،نمیخواهم بمیرم بدون تو،نه حالا...

هیچی
ملتی بودیم که از ترانه هامونم محروم شدیم...
واسه بقیه مسخره است
واسه ما عادت.
بی لیاقتی,زیاده خواهی,جوگیر شدن,نادونی...
همه و همه مارو به گا داد...
افسوس
مرا ببوس
برای آخرین بار...
بهم فرصت می دی تا بال هام واسه یه مدت باز بشن...
خسته تر از اونم که بخوام بنویسم
خوشحال بودم
فکر کنم خودت فهمیدی...
نه؟!
که هستم
وقتی که باید باشم...
ما هم تا تهش رفتیم
احتمالا کامگار تموم شده اس
کوچ می کنم
از این خلوتگه دل...
این تازه آغاز است...
چون گه می زنیم به انتظارات کلا!
قبلانا فکر می کردم همه ولم می کنن و تنها کسی که می مونه تویی!
اما حالا می بینم که همه موندن و تنها کسی که ولم کرده تویی...
چجوری ؟...
ا دنت فاکینگ کر ,جاست خودشو به فاک نده,همین مهمه.
موافقم!
U Know Where U R?
Ur In A F*ucking JUngle Babyyyyyyyy
Ur Gonna Dieeeeeeeeeeeeeeeeeeeee!
یاد باد آن مرد جنگلی را
یاد باد...
آه چه حالی می ده
عین بز الان نشستم رو صندلییییییی
می گم تو هم مثل بقیه ریدی بهم.
عزیر من پیرتر از این حرفام.
خیلی پیرتر...
خواهشا باورم نکن
موهاتو واسم پریشون نکن
من تو رو نمی بینم
خواهش می کنم
فرار کن...
لعنتی فرار کن!
آغوشش مثل مال تو نیست
موهاش بوی موهای تو رو نمی دن
چشماش ,چشمای تو نیستن
و من...
فقط دارم تو رو به جای این تصور می کنم...
عقاید یک دلقک!
درد شکن می شوند
یا
کمر شکن می شوند
یا هر دو!
من هر روز آتش می گیرم و شب ها خاکستر می شوم
بوی درد می دهم
بوی نا می دهم...
یادته؟؟